على زمانى قمشه اى

468

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

را چون اسيرى پيش خود نگاهداشت و مجبور به مصاحبت با خود كرد و به ميمون‌دژ برد و خواجه در آنجا مثل يك زندانى بسرمىبرد . « 1 » سيد صدر نيز اين مطلب را تأكيد كرده است و مىگويد : « در قلعهء ديلم به امر خورشيد شاه قرمطى زندانى شد و چون تركان ( منظورش همان مغولان است ) بر او غالب شدند و قلعهء ديلم را گرفتند نصير الدّين طوسى را از حبس نجات دادند و به او احترام كردند زيرا به علم نجوم آگاه بود و در زمرهء وزراى آنان درآمد » . « 2 » ظاهرا خواجه طوسى در مقام فرار برآمد يعنى پس از آنكه از ترس مغول به اسماعيليان پناه برد كدورتى ميان ايشان اتفاق افتاد و خواجه آهنگ فرار كرد و قصيده‌اى در مدح مستعصم عباسى سرود و از وزير او ، علقمى ، خواست تا قصيده را به خليفهء عباسى برساند و وساطت او را براى حركت به بغداد خواستار شد ولى علقمى چون ورود طوسى را به بغداد با مصالح شخصى خود مخالف مىديد مانع از انجام اين كار شد و از آن ترسيد كه مبادا حضور خواجه در خليفه مؤثر واقع شود زيرا فضل و علم او خليفه را به‌طور قطع تحت تأثير قرار مىداد و مقام و منزلت علقمى در نزد خليفه كم مىشد و به همين علت به‌طور محرمانه به پيشواى اسماعيليان جريان امر را نوشت و او را تحريض به نگهدارى و مراقبت از خواجه كرد . پيشواى اسماعيلى نيز چنين كرد و چندى نگذشت كه طوسى در قلعهء الموت به‌صورت يك نفر زندانى درآمد تا آنكه به دست مغول سقوط كرد . « 3 »

--> ( 1 ) . همان مجله ، ص 332 - 333 به‌طور خلاصه . ( 2 ) . تأسيس الشيعة ، ص 397 . ( 3 ) . روضات الجنات ، ص 609 - 610 و تراث العرب العلمى ، ص 356 .